ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
413
معجم البلدان ( فارسى )
باغايه [ ى ] با غين نقطهدار . شهرى بزرگ در افريقيهء دور ، ميان « مجّانه » و و « قسنطينه الهواء » است . بدان منسوب است : احمد پسر على پسر احمد پسر محمد پسر عبد اللّه ربعى باغايى ، مقرى بود و كنيت ابو العباس برداشت . او در 376 به اندلس درآمده ، به معلمى قرائت به مسجد جامع قرطبه منسوب شد ، منصور محمد پسر ابو عامر او را آموزگار فرزند خود عبد الرحمن كرد ، سپس ازو برآشفت و دورش كرد ، پس مؤيّد بالله هشام پسر حكم در دومين حكومت خود ، او را در مجلس شوراى قرطبه به جاى ابو عمر اشبيلى فقيه بركشيد . او هوشمند و فهميده بود و در دانشهاى قرآنى به مذهب « مالك » مانند نداشت . در مصر از ابو الطيّب بن غلبون و ابو بكر ادفوى روايت مىداشت ، در يازدهم ذى قعدهء 401 ه درگذشت . زادروز او در « باغايه » به سال 345 مىبود ، در كتابى از ابو بكر خطيب خواندم كه با زنجيرهء روايت از ابو بكر محمد پسر احمد مفيد گرگانى از حسن پسر على باغايى كه از مردم مغرب بود نقل آرد كه ابن حمّاد مغربى در نكوهش اهل حديث اين شعر را برايم خواند . ارى الخير فى الدّنيا يقلّ كثيره * و ينقص نقصا و الحديث يزيد فلو كان خيرا كان كالخير كلّه * و لكنّ شيطان الحديث مريد و لابن معين فى الرّجال مقالة * سيسال عنها و المليك شهيد فان تك حقّا فهى فى الحكم عيبة * و ان تك زورا فالقصاص شديد « 1 » باغز [ غ ] ( با غين و زاى نقطهدار ) . جايى است . باغش [ غ ] با شين نقطه دار . به گفتهء ابو سعد [ سمعانى ] ديهى از گرگان است . بدان نسبت دارد : ابو العباس احمد پسر موسى پسر عمران مستملى باغشى گرگانى . او از ابو نعيم استرآبادى روايت دارد . باغ : ديهى در دو فرسنگى مرو كه بدان « باغ و برزن » نيز گويند . از آنجا است : اسماعيل باغى كه از فضل پسر موسى روايت دارد . ( 5 ) باغك [ غ ] از بخشهاى نيشابور است . بدان نسبت دارد : ابو على حسين پسر [ 474 ] عبد اللّه پسر محمد پسر مخلّد باغكى حافظ نيشابورى . او از ابو سعيد اشنّج برشنود . باغناباذ : با غين نقطهدار بىحركت و باى تك نقطه ميان دو الف به گمانم ديهى از مرو باشد . از آنجا است : ابو عمر محمد پسر عبد العزيز پسر محمد باغناباذى پارسا . باغند [ غ ] تاج الاسلام « 2 » گويد : به گمان من ، ديهى از واسط باشد . بدانجا نسبت دارد : 1 ) ابو بكر احمد پسر محمد پسر سليمان ازدى معروف به باغندى . عارفى بود حافظ حديث . در ذى حجّة 312
--> ( 1 ) . چنان بينم كه در جهان ، حديث رو به فزونى و نيكى رو به كاهش است . اگر حديث خير داشت بايستى مانند نيكيها كاهش مىيافت ولى گويا پشتيبان حديث ، اهريمن است . ابن معين در آن كتابى ساخت كه در پيشگاه خداوند بازپرسى خواهد شد . اگر درست باشد بىارزش است و اگر دروغ بود كيفرى سخت خواهد داشت . ( 2 ) . امام تاج الاسلام : شاگرد محمد پسر احمد پسر عبد اللّه توثى ( 460 - 530 ) بود . ن . ك : ( واژهء توث ) ، او از منابع جغرافيايى ياقوت است كه در سه جا از وى نقل مىكند .